احمد مجد الاسلام كرمانى

534

سفرنامه كلات ( فارسى )

نگارش دهيم ، كه آيا اين تدبير نادر شاه ميبود يا خير ؟ و البته برحسب ظاهر بعد از انتشار فرمان مزبور سلطنت نادر شاه استقلالى گرفت و دول مجاوره مخصوصا دولت عثمانى استقلال او را امضاء نمود و قسمت عمده از قشون ملازم ركاب او كه طريقه سنت داشتند ، كاملا روى به طرف او داده و در همراهى با او يكدل و يك جهت شدند و به همين تدبير بود كه به آسانى بر مملكت قندهار مستولى شده و راه او بهندوستان باز شد و بسيارى از سياسيون اين تدبير او را پسنديده و قابل تمجيد دانسته‌اند ولى بعقيده نگارنده همين تدبير را كه از براى استقرار سلطنت خودش و خانواده‌اش اتخاذ كرد اسباب اضمحلال او و خانواده‌اش شد ، بدليل اينكه مذهب رسمى مردم ايران كه جزو عمده ايرانيان بدان معتقدند بعد از استيلاء صفويه بر ايران مذهب تشيع است و در دوره سلاطين صفويه فوق العاده اين مذهب در ايران رواج گرفت و بقدرى صفويه در ترويج اين مذهب و ابطال طريقه سنت و جماعت اصرار داشتند كه افراد مردم ايران بغض و كينه مخصوصى با خلفاى عامه و سلاطين بنى اميه و بنى مروان و بنى عباس و غيرهم كه بطريقه سنت سلطنت داشته‌اند پيدا كرده بودند و برحسب ميل و اراده و ترويج پولتيك صفويه چندين مجلد كتاب ، علما آن عصر در تشيع ، رؤساى مذهب اهل سنت از طبقه روحانين ، تصنيف و تأليف نمودند و خطبا و واعظين و ذاكرين شب و روز در مساجد و مجامع شرح مظلوميت اميه اثنى عشر و ظلم و عدوان خلفاى ثلث و ساير بزرگان و رؤساى مذهب را گوشزد مردم ميكردند ، تا اندازه‌اى كه عموما بر مظلوميت رؤساى مذهب خود شب و روز گريه ميكردند و بر ظالمين آنها لعن و نفرين مينمودند و بسيار اتفاق ميافتاد كه بعضى هيكلها بعلات مجسمه رؤساى مذهب تسنن و جماعت ميساخته و ميسوخته‌اند و به خيال خودشان انتقام از آنها گرفته و از اين عمل تفريحى داشتند و اگرچه مبنى اين انتشارات فقط صلاح دولت و اسباب استقرار سلطنت صفويه بود و شايد تا اين اندازه بنوبت از ابتدا بين دو شعبه از يك مذهب بوده